خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ایکه درد مرا دوا کردیوعده قتل را وفا کردی
۲
تیر بر دل زدی و بر جان خوردشد صواب آنچه را خطا کردی
۳
دل ربودی و جان فدای تو شدهر دو کارم بمدعا کردی
۴
کردی از خرمیم بیگانهباغم و دردم آشنا کردی
صفحهٔ ۱ از ۲