خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به آفتاب شهم گفت هین مکن این نازکه گر تو روی بپوشی کنیم ما رو باز
۲
دمی که شعشعه این جمال درتابدصد آفتاب شود آن زمان سیاه و مجاز
۳
کسی شود به تو غره که روی دوست ندیدکسی که دید مرا کی کند تو را اعزاز
۴
ز گازران مگریز و به زیر ابر مروکه ابر را و تو را من درآورم به نیاز
صفحهٔ ۱ از ۴