خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۸۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رو بر در تو آریم رانی و گر نوازیجز تو کسی نداریم سازی و گر نسازی
۲
ای چاره ساز هر چند سازی تو چاره مادیگر بتو گرائیم از بهر چاره سازی
۳
از تو شویمآباد وز تو شویم ویرانشرمندهایم تا کی ویران کنیم و سازی
۴
خواهد دلم بهر دم جانی کند فدایتکو جان بینهایت عمری بدین درازی
صفحهٔ ۱ از ۳