خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل چو بستم بخدا حسبی الله و کفی نروم سوی سوی حسبی الله و کفی
۲
تن من خاک رهش دل من جلوه گهش سرو جانم بفدا حسبی الله و کفی
۳
او چو دردی دهدم یا که داغی نهدم نبرم نام دوا حسبی الله و کفی
۴
همه نورست و ضیا همه رویست و صفاهمه مهرست و وفاحسبی الله و کفی
صفحهٔ ۱ از ۲