شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای که حیران سراپای بت سیمینیمرد اسلام نه‌ای برهمنی برهمنی
۲
در تماشای بتان روی دلت گر به خداستمؤمنی همچو منی همچو منی همچو منی
۳
ای که از گلشن رو نیست تو را برگ و نوابلبلی در چمنی در چمنی در چمنی
۴
جان نداری که نداری نظری با خوبانپای تا سر تن بی‌جان و سراپا بدنی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth