شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز رویت حاصل عشاق حیرانیست حیرانیاز آن زلف و از آن کاکل پریشانی پریشانی
۲
ز بزم عشرت وصلت همه حرمان و نومیدیز جام شربت هجرت همه خون دل ارزانی
۳
ندانستم که مه رویان بعهد خود نمیپاینداز آن عهد و از آن پیمان پشیمانی پشیمانی
۴
مبادا هیچ کافر را چنین حالی که من دارمجفا تا کی کنی جانا مسلمانی مسلمانی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth