شعر را زندگی کن
خلوتی با فیض کاشانی

غزل شمارهٔ ۹۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز تو کی توان جدایی چو تو هست و بودِ ماییتو چو هست و بودِ مایی ز تو کی توان جدایی
۲
دل خلق می‌ربایی به کرشمه‌های پنهانبه کرشمه‌های پنهان دل خلق می‌ربایی
۳
مهِ روی اگر نمایی ز جهان اثر نماندز جهان اثر نماند مهِ روی اگر نمایی
۴
خم زلف اگر گشایی دو جهان به هم برآیددو جهان به هم برآید خم زلف اگر گشایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth