خلوتی با فیض کاشانی
غزل شمارهٔ ۹۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای زلف تو مسکن دل شیدائیوی روی تو مجموع همه زیبائی
۲
جان در تن هیچکس نماند ز نهارآن عارض و زلف را بکس بنمائی
۳
از حسرت آن لبم بلب آمد جاناز فکرت آن دهان شدم شیدائی
۴
بیمار شدم ز آرزوی چشمتگشتم ز خیال خال تو سودائی
صفحهٔ ۱ از ۲