خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مگسوار از سر خوان وصال خود مران ما را نه مهمان توام آخر بخوان روزی بخوان ما را
۲
کنار از ما چه میجویی میان بگشاد می، بنشین به اقبالت مگر کاری برآید زین میان ما را
۳
از آنم قصد جان کردی که من برگردم از کویت « معاذا الله» که برگردم چه گردانی به جان ما را
۴
تو زوری میکنی بر ما و ما خواهیم جورت را کشیدن چون کمان تا هست پی بر استخوان ما را
صفحهٔ ۱ از ۳