خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیگل رویت ندارد، رونقی بستان مابی حضورت، هیچ نوری نیست، در ایوان ما
۲
گر بسامان سر کویش رسی ای باد صبحعرضه داری شرح حال بی سرو سامان ما
۳
در دل ما، خار غم بشکست و در دل غم، بماندچیست یاران، چاره غمهای بیپایان ما؟
۴
دوستان، گویند دل را صبر فرمایید صبرچون کنیم ای دوستان، دل نیست در فرمان ما؟
صفحهٔ ۱ از ۲