خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نوبهار و عشق و مستی، خاصه در عهد شبابمیکند، بنیاد مستوری مستوران، خراب
۲
غنچه مستور صاحبدل، نمیبینی که چونبشنود، بوی بهار، از پیش بردارد نقاب
۳
بوی عشرت در بهار، از لاله میآید که اوستدر دلش، سودای عشق و در سرش جام شراب
۴
دور باد، از نرگس صاحب نظر چشم بدانکو چو چشمت، بر نمیدارد سر از مستی و خواب
صفحهٔ ۱ از ۳