شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جمال خود منما، جز به دیده پر آبروا مدار، تیمم به خاک، در لب آب
۲
تو شمع مجلس انسی، متاب روی از منتو عین آب فراتی مده فریب سراب
۳
کسی که سجده گهش، خاک آستانه توستفرو نیاورد او، سر به مسجد و محراب
۴
مکن به بوک و مگر عمر را تلف سلمانبست که گشت بدین صرف، روزگار شباب
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth