خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای گل رخسار تو! برده ز روی گل، آبصحبت گل را رها کرده به بویت گلاب
۲
سایه سرو تو ساخت، پایه بختم، بلندنرگس مست تو کرد، خانه عقلم خراب
۳
عشق رخت دولتی است، باقی و باقی فناخاک درت شربتی است، صافی و عالم سراب
۴
سر جمالت به عقل، در نتوان یافتنخود به حقیقت نجست، کس به چراغ، آفتاب
صفحهٔ ۱ از ۳