خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خستهام ای یارو ندارم، طبیبهیچ طبیبی نبود چون حبیب
۲
آه! که بیمار غمت، عرض حال کرد و نفرمود جوابی، طبیب
۳
یک هوسم هست، که در پای توجان بدهم، کوری چشم رقیب
۴
میسپرم راه هوایت، به سراین ادب آن نیست، که داند، ادیب
صفحهٔ ۱ از ۲