خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
من خراباتیم و باده پرستدر خرابات مغان، عاشق و مست
۲
گوش، بر زمزمه قول بلی هوش، غارت زده جام الست
۳
میکشندم چون سبو، دوش به دوش میدهندم چو قدح، دست به دست
۴
دیدی آن توبه سنگین مرا؟که به یک شیشه می چون بشکست؟
صفحهٔ ۱ از ۳