شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
می‌کشم دردی که درمانیش، نیست می‌روم راهی که پایانیش نیست
۲
هر که در خم خانه عشق تو بار یافت برگ هیچ بستانیش نیست
۳
بندگان دارد بسی سلطان غم لیک چون من بند فرمانیش نیست
۴
هر که جان در راه جانانی نباخت یا ز دل دورست یا جانیش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth