شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۹۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خسته باد آن دل، که از تیر جفایش خسته نیست رسته باد از غم، دلی کز بند عشقش، رسته نیست
۲
گر دوایی نیست ما را، گو به دردی ده مدد ما به خار خشک می‌سازیم، اگر گلدسته نیست
۳
آب خوبی و لطافت، تا به جویش می‌رود دفتر حسن فلک را یک ورق، ناشسته نیست
۴
شکل ماه نو، خم ابروی او را، راستی نیک می‌ماند، دریغا ماه نو پیوسته نیست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth