خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما را به جز از عشق تو، در خانه کسی نیست بنمای رخ، از پرده که در خانه کسی نیست
۲
بردار مه از سلسله تا خلق بدانند کز سلسله داران تو، دیوانه کسی نیست
۳
فرزانهتر مردم اگر، زاهد و صوفی است ای دوست به دوران تو، فرزانه کسی نیست
۴
در خلوت دل، ساختمت، منزل و آنکس گر دل نکند، منزل جانانه کسی نیست
صفحهٔ ۱ از ۳