خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر روزی، نگارم را سوی بستان، گذار افتدهمانا بر گل رویش، چو من، عاشق، هزار افتد
۲
بخندد غنچه بر لاله، چو لعلش، در کلام آید بپیچد بر سمن سنبل، چو زلفش، بر عذار افتد
۳
زرشک لاله رویش، سمن بر خاک، بنشیند ز شرم سنبل زلفش، بنفشه، سوگوار افتد
۴
به گرد دیده میگردد که تا روی و لبش بیند دل من زان میان، ترسم، که نا گه بر کنار افتد
صفحهٔ ۱ از ۲