خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نه تنها، بر سر کوی تو ما را، کار، میافتد که هر روی در آن منزل، ازین، صد بار میافتد
۲
به بویت باد شبگیری، چنان مست است، در بستان که چون زلفت ز مستی، بر گل و گلزار، میافتد
۳
به خون مردم چشمم، شماتت کم کن، ای دشمن چه شاید کرد، مردم را ازین، بسیار میافتد
صفحهٔ ۱ از ۱