شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به حضرت تو، که یارد، که قصه‌ای ز من آرد؟به غیر باد و برآنم که باد، نیز نیارد
۲
اگر نسیم نماید، کسالتی به رسالتسلام من که رساند، پیام من که گزارد؟
۳
نسیمی از سر زلف تو می‌خرم به دو عالموگرچه خود همه عالم، نسیم زلف تو دارد
۴
خیال روی تو در چشم ما و ما، متحیردر آن قلم که چنین صورتی بر آب، نگارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth