شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
روی تو آب چشمه خورشید می‌بردلعلت به خنده پرده یاقوت می‌درد
۲
گر بنگرد عروس جمالت در آینهخودبین شود هر آینه، آن به که ننگرد
۳
گر لاله با عذار تو شوخی کند و رامعذور دار! کز سبکی باد می‌برد
۴
چون مجمر از درون نفس گرم می‌زنمبر بوی آنکه لطف تو دامن بگسترد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth