شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانشبا زهره درآ گویان در حلقه مستانش
۲
هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دموان کو نبود محرم تا حشر بخسبانش
۳
می‌گو سخنش بسته در گوش دل آهستهتا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش
۴
یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگهآتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth