خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هر سینه کجا محرم اسرار تو باشد؟هر دیده کجا لایق دیدار تو باشد؟
۲
مستان دل اغیار چه لازم که درین عهد هر جای که قلبی است به بازار تو باشد
۳
هر آینه آن دل که قبول تو نیفتدکی قابل عکس می رخسار تو باشد
۴
من خاک رهت گشتم و گردی که پس از من برخیزد ازین خاک هوادار تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳