شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۱۶۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو زلف آن را که سودای تو باشد سرش باید که در پای تو باشد
۲
برون کردم ز دل جان را که جان را نمی‌زیبد که بر جای تو باشد
۳
خوشا آن دل که بیمار تو گردد دلی را جو که جویای تو باشد
۴
دل گم گشته‌ام را گر بجویی در آن زلف سمن سای تو باشد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth