شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آنجا که عشق آمد کجا پند و خرد را جا بود؟در معرض خورشید، کی نور سها پیدا بود؟
۲
رندیست کار بیدلان، تقوی شعار زاهدانآری دلا هر کسوتی، بر قامتی زیبا بود
۳
آنکس که آرد در نظر، روی چنان و همچنانعقلش بود بر جا عجب گر عقل او بر جا بود
۴
من در شب سودای او، دل خوش به فردا می‌کنملیکن شب سودای او ترسم که بی فردا بود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth