شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بر گل رفتم از غالیه تر زده‌ای بازگل را به خط نسخ قلم در زده‌ای باز
۲
گل را ز رهی ساخته‌ای از گره زلفتا راه کدامین دل غمخور زده‌ای باز
۳
بر گل زده‌ای حلقه و بر تنگ شکر قفلامروز همه بر گل و شکر زده‌ای باز
۴
آن ژاله صبح است و یا آب حیات استیا آب گل ترکه به گل بر زده‌ای باز
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth