شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۴۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلفین سیه خم به خم اندر زده‌ای بازوقت من شوریده به هم بر زده‌ای باز
۲
زان روی نکو چشم بدان دور که امروزبر مه زده‌ای طعنه و در خور زده‌ای باز
۳
از غالیه رسمی زده‌ای بر گل و شکرامروز همه بر گل و شکر زده‌ای باز
۴
بر ساغر عیشم زده‌ای سنگ ولیکنبا تو چه توان گفت که ساغر زده‌ای باز؟
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth