شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای جان نازنین من ای آرزوی دلمیل من است سوی تو میل تو سوی دل
۲
بر آرزوی روی تو دل جان همی دهدوا حسرتا! اگر ندهی آرزوی دل
۳
چون غنچه بسته‌ام سر دل را به صد گرهتا بوی راز عشق تو آید ز توی دل
۴
جان را به یاد تو به صبا می‌دهم که اومی‌آورد ز سنبل زلف تو بوی دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth