شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۷۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آرزو دارم ز لعلش تا به لب جام مدام وز سرم بیرون نخواهد رفتن این سودای خام
۲
چون قدح در دل نمی‌آید مرا الا که می چون صراحی سر نمی‌آرم فرو الا به جام
۳
باده گر بر کف نهم، با یاد او بادم حلال باد اگر بر من وزد، بی بوی او بادم حرام
۴
من به بویش گه به مسجد می‌روم گاهی به دیر مست آن بویم ندانم این کدام است آن کدام؟
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth