شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۲۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده دیده‌ام گاهی ز دل بود گله، گاهی ز دیده‌ام
۲
من هر چه دیده‌ام ز دل و دیده‌ام کنون از دل ندیده‌ام همه از دیده دیده‌ام
۳
آه دهن دریده مرا فاش کرد راز او را گناه نیست، منش برکشیده‌ام
۴
اول کسی که ریخته است آب روی من اشک است کش به خون جگر پروریده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth