خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمشو آنک میکرد او کرانه در میان آوردمش
۲
آنک عشوه کار او بد عشوهای بنمودمشو آنک از من سر کشیدی کشکشان آوردمش
۳
آنک هر صبحی تقاضا میکند جان را ز مناز تقاضا بر تقاضا من به جان آوردمش
۴
جان سرگردان که گم شد در بیابان فراقاز بیابانها سوی دارالامان آوردمش
صفحهٔ ۱ از ۲