خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۲۹۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما به دور باده در کوی مغان آسودهایم از جفا و جور و دور آسمان آسودهایم
۲
در حضور ما نمیگنجد گرانی جز قدح راستی ما از حضور این گران آسودهایم
۳
زاهدم گوید که فردا خواهم آسود از بهشت گو: برو زاهد بیاسا ما از آن آسودهایم
۴
چرخ در کار زمین است و زمین در بار چرخ هر یکی را حالتی ما در میان آسودهایم
صفحهٔ ۱ از ۳