شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای آب آتش رنگ تو، بر باد داده خاک من در آب و آتش هر دم از خاک درت باد ختن
۲
آب است و آتش جام می خاک است تن با دست جان بنشان به آب آتشین، این گرد و خاک و باد من
۳
گردم زند باد از گلت کابست و آتش خاک او باد آتش و خاک افکند، در آْب نسرین و سمن
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth