شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل من زنده می‌گردد به بوی وصل دلداران دماغم تازه می‌دارد نسیم وعده یاران
۲
الا ای صبح مشتاقان بگو خورشید خوبان را که تا کی ذره سان گردند در کویت هواداران
۳
شبی احوال بیماران بپرس از شمع مومن دل که بیمارست و می‌سوزد همه شب بهر بیماران
۴
مرا ای لعبت ساقی ز جام لعل شیرینت بده کامی که در تلخی سر آمد عمر میخواران
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth