خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۱۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مفتاح فتوح از در میخانه طلب کن کام دوجهان از لب جانانه طلب کن
۲
آن یار که در صومعه جستی و ندیدی باشد که توان یافت به میخانه طلب کن
۳
در کوی خرابات گرم کشته بیابیرو خون من از ساغر و پیمانه طلب کن
۴
مقصود درین ره به تصور نتوان یافت برخیز و قدم در نه و مردانه طلب کن
صفحهٔ ۱ از ۳