خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
جان قتیل توست، بر دارش مکن چون عزیزش کردهای، خوارش مکن
۲
چشم مستت را ز خواب خوش ممال فتنه بر خوابست، بیدارش مکن
۳
زلف را یکبارگی بر بند دست در ستم با خویشتن یارش مکن
۴
صوفیا صافی کن از غش قلب را یا دگر سودای بازارش مکن
صفحهٔ ۱ از ۲