شعر را زندگی کن
خلوتی با سلمان ساوجی

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای وصالت آرزوی جان غم فرسود من خود چه باشد جز تو و دیدار تو مقصود من
۲
مایه عمرم شد و سود من از عشقت فراق این بد از بازارسودایت زیان و سود من
۳
تو طبیب و من چنین بیمار و شربت خون دل با چنین تیمارگی ممکن بود بهبود من؟
۴
آه دود آلود من، روزی خرابیها کند هان هذر کن زینهار از آه دود آلود من!
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth