شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدشور رخش طعنه زند بر گل تر می‌رسدش
۲
گر فلک سجده برد بر در او می‌سزدشور ستاند گرو از قرص قمر می‌رسدش
۳
ور شه عقل که عالم همگی چاکر اوستجهت خدمت او بست کمر می‌رسدش
۴
شاه خورشید که بر زنگی شب تیغ کشیدگر پی هیبتش افکند سپر می‌رسدش
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth