خلوتی با سلمان ساوجی
غزل شمارهٔ ۳۷۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گفتم: خیال وصلت گفتا: بخواب بینی گفتم: مثال قدت گفتا: در آب بینی
۲
گفتم: به خواب دیدن زلفت چگونه باشد؟گفتا: که خویشتن را در پیچ و تاب بینی
۳
گفتم: رخ تو بینم گفتا: زهی تصور گفتم: به خواب جانا گفتا: به خواب بینی!
۴
گفتم: که روی خوبت بنمای تا ببینم گفتا: که در دل شب چون آفتاب بینی؟
صفحهٔ ۱ از ۲