خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۸۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانشمراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانش
۲
پری و دیو نداند ز تختگاه بلندشکه تخت او نظرست و بصیرتست جهانش
۳
زبان جمله مرغان بداند او به بصیرتکه هیچ مرغ نداند به وهم خویش زبانش
۴
نشان سکه او بین به هر درست که نقدستولیک نقد نیابی که بو بری سوی کانش
صفحهٔ ۱ از ۳