شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۲۸۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سری برآر که تا ما رویم بر سر عیشدمی چو جان مجرد رویم در بر عیش
۲
ز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابدزهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش
۳
به نام عیش بریدند ناف هستی مابه روز عید بزادیم ما ز مادر عیش
۴
بپرس عیش چه باشد برون شدن زین عیشکه عیش صورت چون حلقه ایست بر در عیش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth