خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مباد با کس دیگر ثنا و دشنامشکه هر دو آب حیاتست پخته و خامش
۲
خمار باده او خوشترست یا مستیکه باد تا به ابد جانهای ما جامش
۳
ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمشمرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش
۴
جفای او که روان گریزپای مراحریف مرغ وفا کرد دانه و دامش
صفحهٔ ۱ از ۲