خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دلی کز تو سوزد چه باشد دوایشچو تشنه تو باشد که باشد سقایش
۲
چو بیمار گردد به بازار گردددکان تو جوید لب قندخایش
۳
توی باغ و گلشن توی روز روشنمکن دل چو آهن مران از لقایش
۴
به درد و به زاری به اندوه و خواریعجب چند داری برون سرایش
صفحهٔ ۱ از ۳