شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما دو سه مست خلوتی، جمع شدیم این طرفچون شتران رو به رو، پوز نهاده در علف
۲
هر طرفی همی رسد، مست و خراب جوق جوقچون شتران مست‌لب، سست فکنده، کرده کف
۳
خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی مازآنک به وادی اندرند، ما سر کوه بر شرف
۴
گر چه درازگردنند، تا سر کوه کی رسند؟ور چه که عف‌عفی کنند، غم نخوریم ما ز عف
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth