خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۱۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آن میر دروغین بین با اسپک و با زینکشنگینک و منگینک سربسته به زرینک
۲
چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کومرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک
۳
گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فروان سبلت و آن بینی وان کبرک و آن کینک
۴
کو شاهد و کو شادی مفرش به کیان دادیخشتست تو را بالین خاکست نهالینک
صفحهٔ ۱ از ۳