شعر را زندگی کن
خلوتی با رهی معیری

زندان خاک

غزلها - جلد اول

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
با دل روشن در این ظلمت‌سرا افتاده‌امنور مهتابم که در ویرانه‌ها افتاده‌ام
۲
سایه پرورد بهشتم، از چه گشتم صید خاک؟تیره‌بختی بین، کجا بودم، کجا افتاده‌ام
۳
جای در بستان‌سرای عشق می‌باید مراعندلیبم، از چه در ماتم‌سرا افتاده‌ام؟
۴
پایمال مردمم از نارسایی‌های بختسبزهٔ بی‌طالعم، در زیر پا افتاده‌ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth