خلوتی با مولانا
غزل شمارهٔ ۱۳۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخلنبشته گرد روی خود صلا نعم الادام الخل
۲
دو سه گام ار ز حرص و کین به حلم آیی عسل جوشیکه عالمها کنی شیرین نمیآیی زهی کاهل
۳
غلط دیدم غلط گفتم همیشه با غلط جفتمکه گر من دیدمی رویت نماندی چشم من احول
۴
دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هرآیینهتو کژ باشی نه آیینه تو خود را راست کن اول
صفحهٔ ۱ از ۴