شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دلبانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل
۲
شعله نور آن قمر می‌زد از شکاف دربر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام دل
۳
موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دلکوزه آفتاب و مه گشته کمینه جام دل
۴
عقل کل ار سری کند با دل چاکری کندگردن عقل و صد چو او بسته به بند دام دل
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth