شعر را زندگی کن
خلوتی با مولانا

غزل شمارهٔ ۱۳۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شتران مست شدستند، ببین رقص جملزُ اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل
۲
علم ما داده‌ی او و ره ما جاده‌ی اوگرمی ما دم گرمش، نه ز خورشیدِ حمل
۳
دم او جان دهدت روز نَفَخْتُ بپذیرکار او کُن‌فَیکون‌ست نه موقوف علل
۴
ما در این ره همه نسرین و قَرنفُل کوبیمما نه زان اُشتر عامیم که کوبیم وَحَل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth